على ربانى گلپايگانى

106

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

شرح مطالب : زمينهء طرح بحث وحدت تشكيكى حقيقت وجود نخستين اصلى كه مبدء شروع سير فلسفى ما بشمار مىرود و بايد سرحد فلسفه و سفسطه شمرده شود ، اين است كه : « واقعيتى هست و جهان هيچ در هيچ و موهوم محض نيست » . اصل ديگرى كه پس از آن مورد توجه قرار مىگيرد ، اين است كه : « ذهن ما از واقعيت عينى ، مفاهيم گوناگون بسيارى مانند : انسان ، درخت ، خورشيد ، سنگ ، عدد ، مقدار و هزارها مفهوم ديگر را انتزاع و ادراك مىكند » و در نتيجه اصل نخستين « موجود و واقعيتى داريم » به صورت « موجوداتى داريم » در ذهن جلوه مىنمايد . اكنون بايد ببينيم اين كثرتى كه بر ذهن جلوه مىكند ، حقيقى است يا موهوم ؟ يعنى اين كثرت ذهنى ، نماينده كثرت واقعى موجودات است يا آنكه ذهن ، به غلط كثرات مىبيند و موجودات فرض مىكند و اين كثرت ذهنى به هيچ‌وجه نماينده كثرتى در واقع و نفس الامر نيست . اين مسأله به نام « وحدت يا كثرت واقعيت » مورد بحث قرار مىگيرد . تفاوت مسأله بر مبناى اصالت وجود و اصالت ماهيت بدون شك اين مسأله بر مبناى نظريه اصالت وجود و اصالت ماهيت ، دو چهره كاملا متفاوت پيدا مىكند ؛ زيرا واقعيتى كه از وحدت يا كثرت آن بحث مىشود ، بر مبناى اصالت وجود ، وجود است و بر مبناى اصالت ماهيت ، ماهيت مىباشد ، بنا بر اصالت ماهيت ، پاسخ به اين سؤال كه آيا واقعيت عينى همانند مفاهيم ذهنى متكثر است يا بر خلاف مفاهيم ذهنى واحد مىباشد ؟ بسيار روشن است ؛ زيرا ماهيات به تمام ذات با يكديگر متفاوت هستند و در نتيجه واقعيت خارجى ( ماهيات ) متكثر خواهند بود .